برچسب:
نویسنده: متین رضوانی
یکشنبه 8 بهمن 1396
شنبه
این روزها شنبه می پرد، پرواز می کند انگار این روز برای من نیست یا که اصلا من نیستم. روزها بوی خاص خود را دارن، خدایا شکرت
برچسب:
نویسنده: متین رضوانی
روزها می گذرند با استرس و بی استرس، مهم این است که می گذرند.
از خودم در میرم از 32 سالگی ای که تلخ نبود، زیاد سخت نبود اما شیرین هم نبود و پُر آرامش هم نبود. و این بود که ... قصه ما، با این سن زیاد ارتباط برقرار نکرد. رفت که رفته باشد. یادش نمیرود و نرفت که بگوید شُکر خدایا و می رود به استقبال دوره جدیدی از زندگی و خلاصه یک سال بزرگتر شدنش. انشاله سلامتی همه، موفقیت و رسیدن، 33 سالگی را ورق بزند.
یا حق، شُکرت
برچسب:
نویسنده: متین رضوانی
شنبه امروز من شاد نبود بهترین دوستم میرفت هفته پرزنتیشن و هفته ارائه مقاله.
دندون درد دیشب من خوب شده بود و مسعود هنوز از دستم راضی نبود و تسلیم حال پر بهونم.
دندون جلوم خودبخود شکست!! بخودم اومدم خدایا من کجام.
به امید روزهای بهتر فکر بهتر فرصت های بهتر و سلامتی همه مگهم
برچسب: معنی,
نویسنده: متین رضوانی
برچسب:
نویسنده: متین رضوانی
برچسب:
نویسنده: متین رضوانی
روزهایی که می گذرند از شدت ابهام های پر سؤال و هاله ای از وعده آغوشهای زخمی،دلم فقط بستن چشمها را طلب می کند. فکر نکن هنوز، بی خیال حال دگرگون ملافه روی تختخواب و بی قرار ی بالش،
تنها نبودن را باور کن.
برچسب:
نویسنده: متین رضوانی
برچسب:
نویسنده: متین رضوانی
برچسب:
نویسنده: متین رضوانی
امروز دیگه جدی برف میباره، وقتی برف میاد حال خوبی دارم، حس می کنم خدا منو بغل کرده، دیدی گفتم می ترسیدی ...
برچسب:
نویسنده: متین رضوانی
برچسب:
نویسنده: متین رضوانی